مستند ,مرتضی ,آوینی ,کنیم ,خیلی ,شویم ,انحصار ورثه ,قابل قبول

* نقد زیر جشنواره ای بوده و دارای محدودیت کلمات ، اما مستند مذکور بسیار بیش از این جای صحبت دارد که انشالله هنگام اکران عمومی آن یادداشتی مبسوط تر برایش خواهم نوشت. التماس دعا :)


منبع سایت نقدسینما

https://moviereviewmag.com/4425


 

"آقای کاف ، آقای میم"

نمی شود با سینما درگیر باشید و اسمی از سید مرتضی آوینی نشنوید ، به جرئت می توان گفت آوینی شاخص ترین نظریه پرداز ایرانی سینماست و مقالات سینمایی اش آغازگر بحث های جدی میان فعالان این هنر جادویی است. فقط کمی تحقیق درباره ی او ، نظرات و تحولاتش کافی است تا سوالات بسیاری در ذهنمان ایجاد شود و در موضوعات گوناگونی حول او کنجکاو شویم که هر کدام می توانند سوژه ی یک مستند جذاب باشند. اما مشکلی که غالبا گریبان گیر مستندهای پیرامون آوینی بوده ، هدف بلندپروازانه آنهاست که سراغ بیان تمام زندگی و شهادت او می روند در حالی که خاص و جزیی کردن سوژه می تواند نتیجه ی به مراتب بهتری بدهد. تازه ترین اثر محمدعلی شعبانی هم از این آفت به دور نیست اما نسبت به آثار مشابه خود مزیت هایی هم دارد.

مستند با بررسی روزنامه جمهوری اسلامی 21 فروردین آغاز می شود ، نمونه ی جالبی که چکیده ی حرف کل فیلم است ، آوینی همیشه در عمل مورد بی مهری و کم لطفی قرار گرفته ولی هنگامی که وارد میدان سخن می شویم اسب همه آماده ی تاختن است ، رهبر کشور شخصا در مراسم او شرکت می کند اما روزنامه شهادت او را به عنوان خبری درجه چندم منعکس می کند. به جوانی او بر می گردیم و خیلی گذرا تصویری از دوره ی کامرانی اش با ظاهر روشنفکری و سبیل نیچه ای معروفش برایمان ساخته می شود البته نکته ای که همه درباره ی او تاکید دارند سواد بالایش است ، مستند اطلاعاتی ناب و احتمالا تازه به مخاطب عام می دهد و سریع عبور می کند که در نگاه اول برای بیننده بسیار جذاب است ، از سوزاندن کتابهایش می گوید ، از مجادلات ایدئولوژیک درونی اش که در یکی از نوشته هایش بین آقای کاف (کامران) آقای میم (مرتضی) رخ می دهد ، از ویولن زدنش در جوانی ، از پشیمانی اش بابت تلف کردن وقت در مباحثه درباره ی چیزهایی که نمی دانسته و بالاخره از عاشق شدنش ... نامه ی فوق العاده اش به مریم را می بینیم اما حیف که تصاویر به حاشیه می روند و متن به تنهایی مستند را جلو می برد و حیف تر که بدون مکث و تامل روی این نقاط طلایی ، از آنها می گذریم تا وقت کم نیاوریم که کل زندگی اش را روایت کنیم! از تحولش هم بدون درنگ رد می شویم و به رادیکال بودنش پس از تحول می رسیم ، نمونه های خوبی گفته می شود و بیننده کاملا یک سید مرتضی رادیکال را در ذهنش می سازد. از نکات مثبت مستند گستردگی مصاحبه شونده هاست ، ویژگی دیگری که در کار مشاهده می کنیم کنار هم قرار دادن نظرات متناقض افراد مختلف و ایجاد نوعی دیالکتیک تصویری میان زم و خود مرتضی ، حاتمی کیا و نصیری و ... است که پیش از این در مستندهای ایرانی بسیار کم شاهد بودیم. در این میان بهروز افخمی از شاعر و ادیب بودن مرتضی می گوید و فلش بکی می زنیم به علاقه ی او به فروغ و صحنه ای از مستند معروف او ، خانه سیاه است را می بینیم ، کات زده می شود به روایت فتح و شباهتی عجیب در تصویر و شاعرانگی نریشن آن دو می یابیم که نشان از هوش بالای سازنده دارد. پس از جنگ آوینی همه جا بود و هرجا می توانست خدمت می کرد و در عین حال هر روز تنهاتر میشد ، تا قبل از شهادت هرکس به نوعی مورد بی مهری قرارش می دهد ، دردی آشنا ، بلد نیستیم از عمل یک فرد دفاع کنیم چون میترسیم روزی تغییر کند و منافعمان به خطر بیفتد ، پس صبر می کنیم تا بعد از مرگ هوادارش شویم و از خاطرات خوشمان با هم بگوییم و افسوس بخوریم ، کاری که چند نمونه خیلی واضحش را در مستند می بینیم. سرانجام به شهادت مرتضی می رسیم و همچنان نکاتی جدید و خاص از مصاحبه ها می شنویم و در نهایت همان تصویر آشنای لحظات آخرش.

انحصار ورثه در تکنیک نسبتا موفق است و به جز مواردی محدود مانند مصاحبه ی عباس محسنی که نورش خیلی مشکل دارد ، تصویربرداری و تدوینی قابل قبول دارد ، در جشنواره ای که نیمی از آثار آن ، حداقل های فیلم سازی را رعایت نکرده اند دیدن یک کار استاندارد هم غنیمت است حتی اگر خیلی حرف هایش نصفه و نیمه پرداخت شده باشند ، در نهایت می توانیم انحصار ورثه را در زمره ی کارهای قابل قبول جشنواره امسال قرار دهیم و پژوهش خوب شعبانی را هم تحسین کنیم. با دیدن چنین آثاری بیش از پیش به خلا مستندهایی پیرامون قهرمانان پرماجرایی که برای هم نسلان من جز نامی مقدس چیز دیگری از آنها گفته نشده پی میبریم.

 

پارسا زهره ای 20 آذر 95

منبع اصلی مطلب : دیدن
برچسب ها : مستند ,مرتضی ,آوینی ,کنیم ,خیلی ,شویم ,انحصار ورثه ,قابل قبول
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : نقد مستند انحصار ورثه